یاد شهیدان عالیقدر وطن گرامی

:: یاد شهیدان عالیقدر وطن گرامی

 

منبع : طلوع خورشیدیاد شهیدان عالیقدر وطن گرامی
برچسب ها : جمهوری ,اسلامی ,تاریخ ,دفاع ,شهیدان ,جمهوری اسلامی

بمناسبت روز پدر سال نود پنج

:: بمناسبت روز پدر سال نود پنج


 

 


چراغ خونه

پدرشمع است وفرزند هم گل او

پدر گل را  محافظ   میکند  بو

پدر شمع است و پروانه نگارش

چه خوشباشد که مادرهم کنارش

پدر باشد  طبیب و یار فرزند

نجات اش میدهد از گیروازبند

پدرجان و جودش بهر فرزند

وفادارصدیق بی چون بی چند

پد رآرامش  است  و پشتوانه

چراغ   روشنِ  هر خانواده

الهی ناشود خاموش  چراغی

نیاید باد وطوفان سوی باغی

پدر را ارج نهید از بهر فردا

سلام از عسگری برهرچه بابا

 پاینده و برقرارباد جمهوری اسلامی ایران


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدبمناسبت روز پدر سال نود پنج
برچسب ها :

دلبری لنجان بزرگ

:: دلبری لنجان بزرگ

دلبری لنجان

برآن خال لبت لنجان گرفتارم  درین  وادی

نه دستم میرسد دستت  نه از ما  میکنی  یادی

رخت مانند  مهتاب و تورا عاشق  بُوَد  بسیار

نظر برما   بکن  یکدم  غزالِ  مَستِ   آبادی

تو تنها دلبری لنجان که  ثروت میبود  افزون

دریغا  این همه  دینارنکردند خرج   بهسازی

بنامت عده ایی سرمست  هنوزسودای تودرسر

یدا شون میچد روغن  نکردند از کسی  یادی

بدستت زربود دستبد و گردن لولو و مرجان

هدایا  شد  بر آنانی که  بیروند  از این  وادی

غمت بر ما و شادیت بر آن  گرگانِ آدمخوار

زولیخا دلبری لنجان یه بوسه کی  بما دادی ؟

لب شیرینت  ای دلبر بکام   رِند و نامردان

مکیدن شیره ی جانت بزن دیگر تویک دادی

تنت شد پاره ازترکش بریدند زلف وگیسویت

دوباره نقشه ها  دارند  جدایی و کنند  شادی

نده دستت بدست آنکه بی احساس بی  پروا

نظربرچشم   ابرویت  حذر کن  یار لنجانی

سخن ازعسگری بسیارولی دلبرپذیرانیست

چه زیبا دلبریست لنجان درین دشت خدا دادی

شاعرعلی عسگری صادق آبادی

تاریخ  25/10/1394

پاایدار باد رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی ایرون 

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیددلبری لنجان بزرگ
برچسب ها : لنجان ,دلبری ,دلبری لنجان

بچه های صادق اباد تقدیم به شهریارآواز ایران محمدرضا شجریان

:: بچه های صادق اباد تقدیم به شهریارآواز ایران محمدرضا شجریان

شهریار آواز

آمده   نوروز و بلبل را خَموش

گل شکوفا نیست و باغ بی جنب جوش

بلبل محذون چه سازد بود امید  بهار

تا بخواند نغمۀ جانسوزبرای زُلف یار

ایدریغا چرخ  گردون بهراستاد کرد جفا

عید نوروز بی صدای ناب استاد بی صفا

روزگاران بلبل و قمری و کفتر هم  نوا

درکنار نرگس ویاس و بهار وغنچه ها

بلبل باغ وطن دربستر بیماری و درد بلا

میکنیم ما التماس از بهر او پیش  خدا

خاطراتِ  شهریار ؛ آواز ایران   کهن

جاویدان درقلب مردم شد دراین دشت ودمن

با سیاوش آشنا گشتم بنام نازنینت ای شهیر

قلب من شد جایگاهت ای شجریان  دبیر

با پیام  عید نوروزت همه مسرور و شاد

دشمنانت جمله نابود ضد فرهنگ  وعناد

بلبل آوازه خوان نام تو بام ملل افراشته شد

رفت خسُ خاشاک و ملک ومردمش راه توشد

ای خداوند کریم ای قادرو دادارما و روز گار

دِه سلامت ازکرم ؛ به شجریان این شِکوه افتخار

بیخیال باش باسلامت میرسی باز درمیان مردمان

عسگری پاینده باد هرکه هنر پرور بُوَد دراین میان


تاریخ چهارم فروردین هزار وسیصد و نود چهار

خداوندا دراین سال جدید رهبر عالیقدرما حضرت آیت العظما

سید علی خامنه ی را حفظ و در برابر دشمنان پیروز بگردان

نویسنده علی عسگری صادق ابادی



طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدبچه های صادق اباد تقدیم به شهریارآواز ایران محمدرضا شجریان
برچسب ها : دراین

صادق آباد وَ رسومات مردم در نوروز جاویدان

:: صادق آباد وَ رسومات مردم در نوروز جاویدان

{صادق آباد وَ رسومات مردم در نوروز کهن}

مراسم نوروز در روستای صادق اباد از دیرباز بر گذار میشده

و تا به امروز ادامه دارد وَ خواهد داشت اسفند ماه که میرسد تمام خانوادها

شروع به به خانه تکانی میکنند . و هر کسی مطابق سلیقه ی خود سبزه

می اندازدهم از غلات هم از حبوبات . دوروز قبل از عید مراسم گاو کشون

انجام میشد و مردم برای پذیرایی از مهمانان هر کدام به اندازه نیاز برای چند روز

گوشت میخریدند آنقدر شیرینی جات و آجیل و پسته و دیگر تنقلات تهیه میکنند

که برای پذیرایی پانزده روز بشود شب عید تمام مردم از کوچک و بزرگ با

شاخه های گل به دیدار اهل قبور میروند در شب عید همه ی همسایه ها برای

نیازمندان  غذا ودیگر مایحتاج میبرند . وَ یکی از اهل خانه که از همه

مهربانتر باشدقبل از تحویل سال سفره ی بزرگ بطول دومتر تا سه متر پهن

میکند اول قرآن کلام خداوند دوم تنگ ماهی سوم هفت سین وگل  در سفره

میگذارد میوه به اندازه کافی وشیرینی جات وپسته وآجیل وفندق بادام زمینی

کوهی مغز بادام مغز گرده  تخمه ژاپنی تخمه هندوانه  کدو انجیر گز نخود

چی بوداده نخود چی گلِ شیرین  کشمش و هر آنچه دوست داشته باشند

همه را دراین سفره ی فرخنده میگذارند  حد اکثر پانزده روز و حد اقل

ده روز ادامه دارد  دور این سفر نشستن بسیار دلنشین است و خاطراتی

به همراه دارد  بوی عطر شکوفه های بهاری  بوی عود مسرور کننده

میباشد به تمام برو بچه های کوچک و گاه بزرگ عیدی داده میشود

مردم صادق اباد هرکدام خدای نا کرده با دیگری دلخوری داشته باشند

در ایام مبارک عید با هم اشتی میکنند یکی از بهترین رسوم همین است

مردم ازین جشن کهن بخوبی و درستی یاد میکنند و برای فرزندان هم توضیح

میدهند که همیشه نوروز را پاس بدارید یکی از زیبا ترین  عیاد  خداوندی

است چون زنده شدن طبیعت را نوید میدهد طبق روایات مصادف است با

ولایت حضرت علی علیه السلام

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 20/12/1394 روز پنجشنبه


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدصادق آباد وَ رسومات مردم در نوروز جاویدان
برچسب ها : مردم ,صادق ,نوروز ,سفره ,تمام ,میکنند ,برای پذیرایی ,ادامه دارد ,صادق اباد ,رسومات مردم

صادق آباد بهشتی در ساحل رودخانه زاینده رود

:: صادق آباد بهشتی در ساحل رودخانه زاینده رود

صادق آباد بهشتی درساحل زیبای  روخانه ی زاینده رود

روستای صادق اباد جزء بلوک آیدغمیش از توابع استان اصفهان میباشد

مسافت از مرکزشهر تا روستا هفتاد کیلومتر موقعیت جغرافیایی  جنوب

غربی اصفهان ارتفاع از سطح دریا 1935 متر این متراژ بوسیله ی

ارتفاع سنج شخصی  محاسبه شده  است . صادق اباد  در حد فاصل 28

کیکومتری زرینشهر یازده کیلومتری باغبهادران  مرکز بخش میانبر 35 کیلومتری

شهرکرد 50 کیلومتری مسیر ماشین رو 15 کیلومتری شهر سامان  74 کیلومتری

تا مرکز شهر نجف اباد قرار گرفته است روستای صادق اباد بصورت شبه جزیره

میباشد از شرق به زاینده رود  روستای کته شور از شمال به دره لاجرستان

بیشه زارهای روستای آیدغمیش از جنوب و غرب و شما غربی به زاینده رود

صادق اباد از نظر تاریخی کهن میباشد مرحوم احمد خدابخشی کد خدای وقت در

نیمه ی دوم دهه ی 1330 بنده با او از نوجوانی دوستی صمیمانه ا یی  داشتم چون

دار قالی در منازل مردم داشت  کارهای چله کشی و نصب را انجام میدام برایش

خیلی مواقع در کنار هم بودیم  و هر دو علاقمند به تاریخ و سیاست  ایشان از

بزرگان روستا بود بنده هم از سال هزار و سیصد و پنجاه و یک با او مراوده

داشتم : صحبت از قدمت روستای  خودمان شد فرمود حاج الله قلی محمدی

آیدغمیشی درآوار بردای منرل قدیمی یک آجری پیدا میکند حدود 40سانتیمرطول

و عرض نوشته ی روی آجربوده که مردم نمی دانستند چیست ایشون گفت در یکی

از روزهای که تیمسارهدایت الله سهراب آمده بود صادق آباد برای رفع مشکلات

زارعین الله قلی آجر را آورد منزل وبه تیمسار نشان داد گفت میبرم تهران بدهم برسی

کنند خدابخشی گفت تیمسارآجر را برده بود امریکا دوسال بعد امد صادق اباد

گفت احمد میدانی آن آجر چه بود گفتم نه فرمود خیلی مهم بوده نامه ا یی بوده

 که کوروش نوشته بوده به فرماندار آیدغمیش جهت عمران آبادی که وضعیت

بلوک چگونه است.

وباید درست هم باشد چونکه در روستای خشویه پیرچناری وجود دارد

مربوط به هماندوران  درروستای صادق آباد وسعت قبرستان خیلی بوده

از جای منزل اسماعیل ربیعی درغرب لاجرستان تا قله ی سریال تا حد فاصل

منزل انوشیروان امینی درشمال خیابان امام حسین تا قبرستان فعلی  این همه محدوده

حکایت از جمعیت در دوره های خیلی زیاده بوده . جاجعلی اصفهانی یکی از ملاکین

ستم گر قاجاری در عهد حکمرانی پسرناصردین شاه ذل سلطان  لعین می اید

و بزور بر مردم روستا مصلت میشود و شروع میکند به تخریب قبرستان

قدیم  وطبق گفته های سینه به سینه ی مردم اشیاء باستانی زیادی از این طریق

پیدا میکند و همه را به ذل سلطان تحویل میدهد قله ی قدیم سریال را خراب

میکند او مخصوص دیده بانی از روستا بوده و باغ بسیار بزرگی بنا میکند

از مردم روستا بیگاری میکشده او یکی از سنگدلان تاریخ بوده اونقدر برمردم

ظلم میکند زبان قاصراست از ظلم این مالک اصفهانی وَ اما روزی در همین

باغی که با خون مردم درست کرد میمیرد برحسب قضا کد خدای روستا

جسد او را میدهد به یکی از زارعینی که بهش ظلم کرده بوده او با اولاغ

مرده ی حاجعلی را بطرف شهر می برد خودش تعرف کرده که از لحظه ی

حرکت تا منزل او در اصفهان با چوب بر روی جسدش میزدم و میگفتم

حجعلی کجای چرا اینهمه ظلم کردی پایان ظلم این است

بعد از انقراض حکومت قاجار و ایجاد سلسله پر افختار پهلوی اول سه

برادر نظامی  دوتا سرهنگ و یکی تیمسارمی آیند یکی روستای کته شور

را میخرد یکی روستای قله ترکی را میخرد وَتیمسارهدایت الله سهراب

صادق اباد را میخرد سرهنگ کته شور در باغ قله سریال

قله ی جدید میسازد با دو برج و بارو که تا نیمه دهه هزار وسیصد و

 شصت خرابه هایش بودند : تیمسارسهراب مالک نصف صادق آباد

بوده اما چون ایشان از وزرای دفاع بوده درکل کشور بویژه در

استان اصفهان محبویتی فراوان داشته و همسر او هم اصفهانی بوده

به همین خاطر نام صادق آباد بلند آوازه شد مردم اگر کاری اداری

داشتند تا میگفتند رعیت تیمسار سهراب هستم بهترین احترام ها

میگذاشتند نه که از ترس باشد تیمسار سهراب بسیار انسان مهربان

و خدمتگذار بوده او درسال 1322 درمنزل شخصی خود درروستا

کلاس درس برای بچه های اهالی تشکیل داد چیزی که خیلی برجسته بود

چون در هیچکدام روستاها دبسان نبوده وَ در سال هزار وسیصد سی

هشت بصورت رسمی منزلش را به آموزش و پرورش واگذارکرد وَ

دراولین روزهای سال 42 13 حمام بهداشتی برای مردم ساخت که

شاهکاری بوده در اون روزگار بدستور او راه روستایی ماشین رو درست

شد برای مردم خدمات زیادی انجام داد و درسال چهل سه با مردم خدا

حافظی کرد و رفت نسبت به دیگر اربابان یکی از بهترین ها بوده .

زبان مردم صادق آباد پارسی شیرن بدون لجه میباشد مردم صادق

آباد یکی از مهربانترین مردم کشور هستند . تعداد خانوار در روستا

تا سال هزار و سیصد هفتاد . صد و پنجاه خانوار بوده است

جمعیت هفتصد و پنجاه نفر تعداد دانش آموزان صد و سی نفربوده

روستای صادق اباد در این دوران مورد بی مهری مسئولان قرار

گرفت در دهه ی اول انقلاب هیچ خدماتی به روستاها داده نشد

و همین باعث شد از اول دهه ی هفتاد سیر نزولی جمعیت آغاز

بشود تا جایی که از صد و سی دانش آموز ده نفر درپنج کلاس

باقی مانده جمعیت هفتصد و پنجاه نفری زیر صد نفرش باقی مانده

اکثر خانه ها ویران شده  برنج و آلوچه و سیب گلاب صادق آباد

در استان معروف بود ولی چه سازیم که نامشان درکتابها هم وجود

ندارد . در جایی که بهشت است نباید چنین می شد بخاطر بی

تدبیری مدیران . جای دلنشین آرام بدور از غوغای شهر هوا ی

سالم در روستای صادق اباد علم پشرفت کرده اکثر جوانان تحصیل

کرده وتعدای شان در مشاغلِ مختلف مشول بکار هستند

روستای صادق اباد دارای پنج نفر شاعر و نویسنده میباشد بنام های

مهندس عبدالله فتاحی مهندس یاور خدابخشی  مهندس ارزو فتاحی

نصیر فتاحی  و بنده حقیر علی عسگری صادق ابادی این برای

صادق اباد فرخنده مبارک است نام صادق اباد همینک در کل جهان

میدرخشد در صورتیکه روستاهای همجوارو نزدیک ما با مردمی

بیشتر در گمنامی بسر میبرند

از تمام کسانی که این مطلب را میخوانند تقاضا میکنم که از بهشت

روستای صادق اباد دیدن کنند و لحظاتی ارام و خوش بگذرانند

شبه جزیره صادق اباد پذیرای  هموطنان گرامی میباشد

ارادتمند همه شما عزیزان ونازنینان

علی عسگر صادق ابادی

16/12/1394

 

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدصادق آباد بهشتی در ساحل رودخانه زاینده رود
برچسب ها : صادق ,مردم ,بوده ,اباد ,روستای ,آباد ,صادق اباد ,صادق آباد ,برای مردم ,مردم صادق ,تیمسار سهراب

درد سرهای قبض گاز کوکب خانوم

:: درد سرهای قبض گاز کوکب خانوم

سلام

درد سرهای قبض گاز کوکب خانم

کوب خانم و رمضونعلی اهل روستای  حلبی آباد هستند

همین یکی دوسال پیش روستا شونِ گاز کشی کردند سی وچند سال

در کنار لوله ی اصلی قرار داشتند خلاصه کوکب خانم ورمضونعلی زیاد علاقه ی

به گاز شهری ندارند و خیلی هم کم استفاده میکنند یک پیر زن و پیرمرد بیشتر نیستند

میرزا جنگی سئوآل میکنه کوکب چرا از گاز شهری استفاده نمی کنید میگه تو هنوز

از این دخالت کردنت در کار مردم دست بر نداشتی ؟ چشم داری اینجا شهر غیر ازچارتا

دیوار خراب چیزی می بینی میرزا میگه نه کوکب میگه خب برو دنبال جنگت

رمضونعلی و کوکب برای غذا پختن از هیزم استفاده میکنند و چای هم باید حتماً از

اون کتری دودی باشه با آتیش تا بدل این زن مرد به چسبد چلو دمپختی هم باید لاخلی

باشه زمستونا هم این دوتا مرغ عشق می چپن زیز کرسی راحت آرام دلچسب....

نه کاری با شبکه جیم ندارند نه کاری با شبکه میم دارند یه رادیوفیلیپس مال اون

عهد شاه وز وزه دارند رمضونعلی میگه رادیوترانه های مشتی ساعت

سه ی شب پخش میکند نمیدونم برا کی اون موقع کسی بیدارنیست یادم رفت بگم اصلاً

مشکل این بود یه قبض گاز اومده دویست هزار تومان  براشون  بیچار ها دارن سکته میکونن

کوکب و رمضونعلی بلند شدند شلون شلون رفتند اداره گاز هاج واج موندن نمی

دونن باید چیکار کونن رفتن امورمشترکین  کوکب خانم کاملاً توضیح داد که ما گاز مصرف نمی کنیم

اونهم میگه غیره ممکنه باید این پولبدهید رمضونعلی میگه آقا بخودت نگاه نکن  ما دویستا  ریال

هم نداریم کار اینجا تمامنمی شه ومیرن پیش رئیس وقتی شرح حال را گفتند رئیس گفت شماره

کنتورشون را همین الان بیاریدیکی از مأمورین گاز با رمضون رفتند و شماره را آوردند

مطابقت کردند دیدند کوکب خانم درست میگهمأمورقرائت کنتور را احضار کردند که چرا اینطوری شده

با کمال خونسری گفت جناب رئیس من شماره  کنتورهمسایه بغلیشون را زدم رو شناسه ی

خونه اینا خلاصه جناب رئیس از رمضونعلی و کوکب خانم  معذرت خواهی

کرد و کار بخوبی ختم بخیر شد

این قِصِه یک واقعیت مستند است

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 20/10/1394

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیددرد سرهای قبض گاز کوکب خانوم
برچسب ها : کوکب ,میگه ,رمضونعلی ,رئیس ,خانم ,استفاده ,کوکب خانم ,جناب رئیس ,استفاده میکنند ,رمضونعلی میگه

بمناسبت روز درختکاری اسفندنود چهار

:: بمناسبت روز درختکاری اسفندنود چهار

درخت یعنی نفس از بهر انسان

بکارید یک درخت لازم بود آن

درخت ازبهرانسان یک نیاز است

ز گرما و زسرما کارساز است

درخت  فیلتر کند  کامل  هوا را

دهد   اکسیژنی  سالم    گوا را

درختان   زیور  شهرو  خیابان

زهرخانه درختی هست نما یان

صفا  دارند  شکوفه  در بهاران

همان یک  شاخه گل از بهریاران

درختان  همنشین  شاه  و  گدایند

چرا ؟چون صاحب واحد خدایند

درخت در صنعت ورونق موثر

روان  در بَهرو  بَر باشد مظفر

بکارتویک درخت دوست هنرمند

نشانی   یاد  گار از  تو  بماند

ببند ای  عسگری  دیگر تو دفتر

بناحق     نابُرید    اشجارِ  مهتر

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ پانزدهم اسفند هزار سیصد نود چهار


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدبمناسبت روز درختکاری اسفندنود چهار
برچسب ها : درخت

درجوانی عاشقت بیدم دگر پیری چرا

:: درجوانی عاشقت بیدم دگر پیری چرا

جوانی عاشقت بیدم تو حالا آمدی  پیشم

رسیدم بر لب بام ونسوزان این دلِ ریشم

جوانی رفته و خاموش تمام مشعل شادی

چه شد ایماه مهرویان که ازما کردۀ یادی

بپایت من فدا کردم هرانچه داشتم ازدنیا

دگر چیزی نماند امروزبغیرازعمربیفردا

بدآن سیروسلوکت بسته ام دل تالب گورم

مُصفا دلبری بودی لب خندان  منظورم

جَونی ملزم عشقِاست وپیری لازمش تیمار

تو بودی بی بدیل گوهربقول زرگران ای یار

زفعل دیگر ندارم قدرتی درجان ودردستان

بگیرم دربغل یکدم تورا چون نرگس مستان

فد ایت این تن محجورسخاوتمندیت  بسیار

سفر کردی بهرسختی رسیدی مقصد و دیدار

شدم خزسند ازاین دیدار زین مهرو وفاداری

چه زیبا عسگری وقتی که عاشق را دهی یاری

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

خداوندا رهبر و دولت  جمهوری اسلامی ایرا ن

را پایدار گردان

تاریخ 13/11/1394 روز سه شنبه


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیددرجوانی عاشقت بیدم دگر پیری چرا
برچسب ها : عاشقت بیدم

دوازدهم فروردین سال 95

:: دوازدهم فروردین سال 95

{ روزتولد جمهوری اسلامی ایران برهموطنان گرامی مبارکباد}

مبارکباد چنین روزی

که جمهوری وپیروزی

عجب روزی بود امروز

که جمهوری شده پیروز

بهار آمد  گلستان شد

وطن مانند بوستان  شد

غرور و افتخار بسیار

وطن با دشمنان  پیکار

نِمی مترسیم از دشمن

فدای میهن است این تن

شده تآثیر گذار امروز

همین جمهوری پیروز

ز علم و دانش امروز

جلورفتیم و هم پیروز

امید واریم همه باهم

رسیم شادی نباشد غم

رسد روزی که دردنیا

مث  ایران  نشه  پیدا

همه جانها  فدای خاک

که ایرانی بُوَد چون پاک

توای جمهوری اسلامی توای غمخوارهرکشور

تو و من عسگری باهم بسازیم کشوری بهتر

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ دوازدهم فروردین 1395


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیددوازدهم فروردین سال 95
برچسب ها : جمهوری ,دوازدهم فروردین ,جمهوری اسلامی

سیزده بدر مبارکباد سال 95

:: سیزده بدر مبارکباد سال 95

مبارکباد سیزده بدر

شش و هفت سیزده شده و نوروزتمام

ای عزیزان گرامی هموطن ایام  بکام

تا رسد یک شش وهفت دیگروسیزده بدر

از پس پرده نمی دانیم چه مییاید  به سر

ره بُوَد دور وتوکل برخداوند لازم است

آنچه  میدانیم  بد و خوب  مانده  است

هفت  و شش نَحسی  ندارد روز شاد

بهترین ایام نوروز از کُهن باشد بیاد

این خرافات است که سیزده روز نَحس

عشق بُوَد آنجا که مردم میکنند شادی لَمس

از خرافات شوبرون وبا شُعورت کن نظر

جشن و شادی از کُهن میبوده باسیزده بدر

سیزده نوروز نشان افتخارایران زمین

عسگری پاینده باد این شش وهفت نازنین

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ سیزدهم فروردین1395


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدسیزده بدر مبارکباد سال 95
برچسب ها : سیزده

بمناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا

:: بمناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا

{بمناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا}

 

سلام بر نازنین دُخت پیامبر

فدایت شیعیان ای پاک گوهر

پدررفت منزلت آتش کشیدن

بحکم کی چنین پرده دریدن

علی تنها ودشمن بود افزون

خدایا دختر خاتَم جگر خون

دهیم قولت توای زهرای مولا

علی امروزه دیگر نیست تنها

فدایش میکنیم جان و تن خویش

دعای بهرمان کن با دل ریش

وطن  ایران ما را  پیروانت

بقیع دردست دشمن شد  مکانت

همه دلها پریشان عسگری خون

که دشمن بر بقیع حاکم زگردون

 

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ 23/12/1394

خداوند ملت و رهبر و دولت مارا یاری کن


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدبمناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا
برچسب ها : حضرت فاطمه ,شهادت حضرت

باغ بزرگ مادری

:: باغ بزرگ مادری

باغ مادرم

باغ  پُر گل داشتیم لاله و سیمن سوسن افتخار

بید مجنون سروشیرازبود.افرا وصنوبریادگار

جنگلی زیبا و سرسبزچشم  خیره دلنواز آدمی

چون  بهشت  بر گستره  شیر غران  اعتبار

بلبلان  بر شاخه  گل مسرورو آواز و نوا

رقص  پروانه چه زیبا دورشمع در نزد  یار

باغ ما  پر حاصل کشت کارمیبود  فزون

هرکه بر حسب نیازش دانه میکردکشت کار

بود امکانات  فراوان بر نیاز خاص عام

ثروتی افزون ازاین باغ  شد نصیب خانوار

یک نفربیکارنی  رونق بپا بود از درون

آنقدر شغل و  مشاغل  توی باغ حد  وفور

شوکت آمد با جلال ورحمتی بود همرش

بانوان  باغ  همه  آراسته  شد با  سیم  زر

افتخارباغبان این بود مردم سرفراز وباکمال

فاصله کم شد دیگر  دربین خان یا آن  امیر

بود ادیبانی بزرگ با منش فرهنگ دوست

در کنار این همه استاد  جوانان  بود   بکار

عشق  و شادی  شور و سر مستی  درون

علم میکردند طلب نی اسب وحشی را سوار

فکر ان بودند  که  تسخیر علوم  پایه  را

چونکه گنج داریم عظیم ومیهنی پارسی تبار

سه  قدم مانده  به  سرمستی  بلبل  و چمن

برسید   سیل   خزان  همره  طوفان   قهار

بزد او تش برین باغ  ونشت تا که ببیند فغان

هدف اش بود بسوزد طبق گل ودرختان کُبار

وَدرآندم  که گرفت تیشه به  افرای  بزرگ

به زمین خورد و چنین گفت چرا ؟  روزگار

دگر ازباغ  فقط چینه و پیریز بودش نقش نما

دل من سوخت بر آن سرو تنمند وصنوبروَچنار

قدح  می  بشکست  خمره ی درباغ  بسوخت

بگذار  عسگری   پیمانه   و  می   را   بکنار

علی عسگری صادق آبادی تاریخ

22/10/1394

 

 خدایا ملت و رهبر ودولت ما را نگهدار

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدباغ بزرگ مادری
برچسب ها :

بلا های که از طرف زبان می آید

:: بلا های که از طرف زبان می آید

زبان رود است سخن گاهی شود سیل

کُند نابود و ویران هرچه هست میل

زبان  طغیان  کند  بیداد خطرناک

بِدِرد  سینه ها قلب ها  کند چاک

زبان بر دار آویخت  شیر مردان

بدرد آورد دل این چرخ  گردان

مصیبت  ها  زبان  آورد  پدیدار

مهارش را نمی بود هیچ کسی یار

جهانی  گشت  ویران  با  زبانی

شده  مکتوب  تاریخ  تا  بخوانی

قلم تکرار کند حرف  زبان  را

وَ گاهن اشتباه  باشد سخن   را

زبان تاراج  کند  برباد  ثروت

گهی ویرانه سازد مُلک و ملت

فریب  کاری کند  گاهی  زبانی

که جبرانش خطیر ونیست توانی

گهی شخص بزرگ باشد زبانباز

هد فمند و رهی از بهر خود باز

زبان در دست نااهلان بلا بود

بدست عاشقان خیرو صفا  بود

گهی کودک  بزرگانه  کلامش

بزرگ  زَهرمیبود گاهی زبانش

زبان سرخ دهد برباد سر سبز

توجه کن سخنور حد وهم  مرز

اگرعقل برزبان گردید  مصلت

نه  سیلی  میشود جاری نه ذلت

زبان از عشق ومهرگوید  کفایت

مشاهیر از صفا  کردند روایت

فدای  عشق و  مِهر هر زبانی

که  گویدعسگری از حق تعالی

 

تاریخ 5/12/1394 ساعت شانزده

 

 

تاریخ 5/12/1394 ساعت شانزده

 

 مبارکباد انتخابات هفتم اسفند نودچهار برمردم بزرگ ایران


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدبلا های که از طرف زبان می آید
برچسب ها : کند  ,ساعت شانزده ,1394 ساعت

نوروز هزار سیصد نود پنج

:: نوروز هزار سیصد نود پنج


بسم الله الرحمان الرحیم

سپاس خداوند دانای توانا قادر بیدار

صاحب عرش و فرش که لطف اش شامل حال ماشد

وزندگی بخشید بما تا سالی را پشت سر بگذرانیم  و به امید

او سال جدیدی را آغاز کنیم هموطنان عزیز و گرامی اهالی

بزرگوارروستای صادق آباد

نوروز یادگار عشق و محبت و وفا

بر همه ی شما مبارکباد

نوروز

بدم  مطرب  که  آمد  عید  نوروز

مغنی تو بخوان شعری دل  افروز

تو هم ساقی بده یک  باده ی  ناب

شویم مخموروسرمست بی تب وتاب

درین  شهر و درین دشت  گل  افروز

مبارک  عید تان  فرخنده   پیروز

سلام کرد عسگری و عید مبارک

بمانید   و  ببینید   صد   بهارک

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ یکم فروردین هزار سیصد نود پنج


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدنوروز هزار سیصد نود پنج
برچسب ها : نوروز ,هزار سیصد

روانه شدن قاصد بسوی یار

:: روانه شدن قاصد بسوی یار

قاصد یار

بیا قاصد بشو امروز روانه

بیاراز دلبرم  برمن  نشانه

بروقاصد وَ ِبا  گفتگو کن

دقیق احوال اورا پرسجوکن

ببین آن نرگس مستانه حالش

توجه کن درست وصف ملالش

بگو دلبرزعشقت مبتلاوبیقرارم

شب وروزرا .مدام درانتظارم

زدم خیمه بدشتِ قلب وروحت

صبا می اورد آن عطر و بویت

گذرکن ازسفر برگرد گل یاس

تمام درد وغم ازماس که برماس

مصفا آن رهی است همراهِ  دلبر

سفر ای عسگری زود میرود سر

علی عسگری صادق ابادی

تاریخ شانزدهم فروردین 1395


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدروانه شدن قاصد بسوی یار
برچسب ها : قاصد

صادق آباد ؛ میرسد نوروز و می آید بهار

:: صادق آباد ؛ میرسد نوروز و می آید بهار

فرا رسیدن بهار

میرسد بوی بهار دوستان  فکری دگر

صادق اباد بی نظیرو دیدنی بهر سفر

ساحل زاینده رود شبه جزیره بیرقیب

جای  دنج  آرام و بی غوغای  شهر

می وزد باد صبا برطٌره ی گیسوی بید

صادق آباد چون بهشت است  در بهار

بلبل و قمری نوازند سازمستانه زباغ

عاشقان درباغ صحرا می بدست وافتخار

مردم روستا همه سرشاد هم مهمان نواز

جملگی  باشند  پذیرای مسافر در سفر

دوستان ای مهربانان هموطن هستید عزیز

میکنم دعوت شما را بهر نوروز وسفر

مقدمت باشد مبارک صادق آباد منزلت

هرکه آید عسگری شیرین براوباشد سفر

 

شاعر و نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 19/12/ 1394

 

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدصادق آباد ؛ میرسد نوروز و می آید بهار
برچسب ها : صادق ,آباد ,صادق آباد

نا گفته های دل

:: نا گفته های دل

عجیب دردی بدلدارم که از گفتن شدم معذور

بمانده برجگر تا کی چطوردفنش کنم  در گور

نه یارو همدمی دارم  که درد دل براو گویم

نه غم  خواری شِوَد پیدا درین عالم که اوجویم

بهردرمیزنم سرتا کنم پیدا رهی ازبهرآرامش

گرفتاری بُود بسیار شده  مسدود ره سازش

اسفناک حال امروزم وَدیروز نا شود پیدا

هنوزهم مات ازآن شطرنج وقوع غایت لیلا

دل آدم مگرسنگ است ندارد طاقت ترکش

محبت لازم واجب جلوگیراست زِهرلرزش

غم خود برکه گوید این  دل تنها و بی  یاور

نمی بیند دگردوست و ندارد اون هما ی دوست پرور

ز این گرداب آدمکش حذرکن غرق شدن امکان

ببند ای عسگری دفتر تورا گرارزشیست برجان

نویسنده علی عسگری صادق آبادی

تاریخ /611/1394

خدایا تمام دشمنان انقلاب اسلامی  ما را  سرنگون

گردان


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدنا گفته های دل
برچسب ها :

کاسه ته دیگ خورد ظرفش را نخورید

:: کاسه ته دیگ خورد ظرفش را نخورید

{چپاول باعث رکود اقتصاد}

بس  کنید دیگرچپاول اقتصاد ویران هی

صاحبان قدرتِ حاکم  صبوری تابکی

چشم بستید برهمه دانه دُرشتهای دغل

نا میم سین  خ ضرب المثل شد تا بکی

هر گهی نامی برون آید  فلانی   اینقدر

پول مردم خوردن و این بیخیالی تا بکی

دست در جیب مردم رفت فرو درماجرا

در خفا این اختلاس ها این چنینی تا بکی

گشته  مرسوم  بین ارباب  مدیر این دیار

صفرویک را جا بجایی درسند ها تا بکی

از همه بیشتر چپاول  هر مدیری سربزیر

در لوای  بند  ریش آمد . خیانت   تا بکی

نام دزدان بزرگ مجهول بی نام و نشان

پرورش دادن چنین تمساع وعقرب تابکی

چیست فرق یک مدیر با عامیان  بینوا

هر دو انسانند  ولی این  بینوایی  تا بکی

جمله ی پست کلیدی خویش وقوم  یکدگر

اینچنین باند و رفیق بازی خیانت  تابکی

ما همه دل بستگا ن این  نظام تا  پای جان

تکیه بر میز ریاست ای  مقامات  تا بکی

عسگری بس کن سخن مردم ندارند حوصله

این  چپاول  نیست پایان پس  تحمل  تا بکی

علی عسگری صادق ابادی

8/11/1394

 

 

خدایا از تویاری میخواهیم  چون با کسی شریک نیستی


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدکاسه ته دیگ خورد ظرفش را نخورید
برچسب ها : مردم ,تابکی

سه شنبه چهارشنبه سوری سال نود چهار

:: سه شنبه چهارشنبه سوری سال نود چهار

{سه شنبه چهارشنبه سوری}

 

سه شنبه میبود چهارشنبه سوری

مبارک برشما  از خشم  دوری

نزن آتش  تو بر جان  عزیزی

که فردا التماس و اشک  ریزی

هرآنچه عُرف بود است در قدیما

همان گونه عمل کن دوستِ شیدا

شب  چهارشنبه  را با  خانواده

مث گل  دور هم  کن  استفاده

ازین شب ها زیکسال هست یدانه

نکن کاری که دشمن  شاد مانه

شبی فرخنده را شاد مانه باشید

چو فردا نیست معلوم که دگربید

کهن چهارشنبه سوری نازداریم

کبیر کوروش جهانگیر پاسداریم

مبارک عسگری  روز سه شنبه

دلا شاد و  لبان  را  پُر ز خنده

نویسنده علی عسگری صادق ابادی

تاریخ 25/12/1394 

 


طلوع خورشید منبع : طلوع خورشیدسه شنبه چهارشنبه سوری سال نود چهار
برچسب ها : چهارشنبه ,چهارشنبه سوری ,شنبه چهارشنبه